نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند  باده دهد مست کند ساقی خمار مرا | مولانا | کانال تلگرام مولانا |

نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند  باده دهد مست کند ساقی خمار مرا

نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند

باده دهد مست کند ساقی خمار مرا

 

گوش من منتظر پیام تو را    جان به جان جسته یک سلام تو را | مولانا | شمس و مولانا | کانال تلگرام مولا

گوش من منتظر پیام تو را  جان به جان جسته یک سلام تو را  در دلم خون شوق می‌جوشد  منتظر بوی جوش جام تو را

گوش من منتظر پیام تو را

جان به جان جسته یک سلام تو را

 

در دلم خون شوق می‌جوشد

منتظر بوی جوش جام تو را

 

ای ز شیرینی و دلاویزی

دانه حاجت نبوده دام تو را

 

کرده شاهان نثار تاج و کمر

مر قبای کمین غلام تو را

 

ز اول عشق من گمان بردم

که تصور کنم ختام تو را

 

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود | مولانا | کانال تلگرام مولانا | گروه تلگرام مولانا | شمس و مولا

غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شود | مولانا | کانال مولانا | گروه مولانا

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود

هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من

 

سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من

ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی  چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا | بشنو | کانال بشنو | مولانا |

ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی

 

ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی

چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا

 

ابرت نبات بارد جورت حیات آرد

درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا

 

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست | مولانا | کانال تلگرام مولانا | گروه تلگرام مولانا | شمس تبریزی

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم

 

از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم

من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم

 

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست

سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم

 

از باغ جمال تو یک بند گیاهم من

وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم

 

بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است

بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم

 

چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد

ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد | مولانا | کانال و گروه تلگرام مولانا | شمس و مولانا

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد | مولانا

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد